السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

76

تفسير الميزان ( فارسي )

اختلاف تفسيرهاى مختلفى است كه در باره جمله : * ( « وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِه كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا » ) * كرده‌اند . بعضى گفته‌اند « واو » در اول جمله ، عاطفه است ، كه نتيجه اش چنين مىشود كه تاويل متشابهات را ، هم خدا مىداند و هم راسخين در علم . اين رأى بعضى از قدما و همه مفسرين شافعى مذهب و بيشتر مفسرين شيعه است . عده اى ديگر گفته‌اند : « واو » مذكور ، استينافى است ، كه جمله را از نو شروع مىكند ، و مربوط بما قبل نيست ، و نتيجه اين نظريه آن است كه تاويل متشابهات را تنها خدا بداند ، و راسخين در علم با اينكه آن را نمىدانند به همه قرآن ايمان دارند ، و اين نظريه بيشتر قدما و همه حنفى مذهبان از اهل سنت است . طايفه اول به چند وجه بر مسلك خود استدلال كرده‌اند ، و رواياتى را بر گفتار خود شاهد آورده‌اند . طايفه دوم نيز به وجوهى و رواياتى استدلال كرده‌اند ، آن رواياتى كه مىگويد علم تاويل متشابهات از علومى است كه خدا به خودش اختصاص داده ، و اين دو طايفه قرنها اختلاف خود را ادامه داده‌اند ، و ادله يكديگر را با دليل مخالفش باطل ساخته‌اند . آنچه لازم است كه يك دانشمند اهل تحقيق در اين مقام مورد توجه قرار دهد اينست كه اين مساله از همان ابتدا كه مورد اختلاف قرار گرفته ، خالى از خلط و اشتباه نبوده ، يعنى بين مساله رجوع متشابه به محكم ( و يا به عبارت ديگر ، بين مراد از متشابه ، ) و مساله تاويل ، خلط شده است . همانطور كه اين مطلب از ملاحظه موضوع بحثى كه عنوان كرديم و محل نزاع و مورد اختلاف را ذكر نموديم ، نيز ، روشن مىشود . ( آنچه طايفه اول براى راسخين در علم اثبات مىكنند غير آن چيزى است كه طايفه دوم انكارش مىكنند ، طايفه اول مىگويند راسخين در علم با ارجاع متشابهات به محكمات مىتوانند معناى متشابهات را بفهمند ، و طايفه دوم مىگويند علم به متشابهات از علومى است كه خدا به خودش اختصاص داده ، نه آن ، منكر گفته اين است ، و نه اين منكر گفته او « مترجم » ) . و به همين جهت ما متعرض نقل ادله طرفين نشديم زيرا فايده اى در نقل آنها و اثبات و نفىشان نبود . و اما روايات طرفين بدان جهت كه مخالف ظاهر كتاب است دردى را براى هيچيك دوا نمىكند ، براى اينكه رواياتى كه علم به تاويل را براى راسخين در علم اثبات مىكند منظورش از تاويل ، معنايى است مرادف با لفظ متشابه ، و ما ، در قرآن هيچ جايى تاويل به اين